کرمانیها در گذشته چه میپوشیدند و البسه محلی استان کرمان چیست؟ لباس محلی مردان کرمان و لباس محلی زنان کرمانی تشکیل شده از چند جزء پوشاک هستند که در ادامه به آنها می پردازیم.

پوشاك محلی زنانه

سرپوشها:
چارقد: پارچه ایست چهارگوش که آن را به صورت سه گوش تا کرده و بوسیله سنجاق قفلی زیر گلو محکم می شود. افراد غنی به سنجاق قفلی گویهای طلایی یا سنجاق طلا آویزان می کردند.
چادر عبایی: تا زمان کشف حجاب زنان چادر عبایی که به صورت چادر عربی به سر می کردند که از کنار ابروها درز داشته و دستها از آستینهای آن بیرون می آمدند. به وسیلهٔ پارچه سفید تورمانندی که به صورت افقی به اندازهٔ cm۴-۳ دوخته می شده و روی صورت قرار می گرفته که به آن جوم “jum” می گفتند.
پیچه: پیچه نقاب مانند بوده و از یال و دم اسب تهیه می شده است. پیچه را بوسیلهٔ روبانی که در بالای آن وصل می شده روی پیشانی قرار می دادند و بند آن را پشت سر گره می زدند ، آنگاه چادر مشکی را روی آن می انداختند.
چادر دلاغ: همان چاقچور یا چاقشور است. جورابی است از نوک انگشت پا تا کمر که پاچه آن تنگ و بالای آن گشاد و شلوار مانند است که زنها به پا می کردند. چادردلاغ به صورت چادر عربی اما بدون آستین بوده و شلوار مشکی زیر آن می پوشیدند.

تن پوشهای زنانه کرمانی

شلیته: دامن کوتاه و پرچینی بوده که روی شلوار به تن می کردند و کمر آن مانند شلوار دارای لیفه بوده که با نخی به کمر محکم می شده است.
پیراهن فانوسی: این پیراهن دارای یقهٔ گرد، آستین بلند که در قسمت کمر آن چین ریز زیادی می خورده است.
پیرن: پیراهن چین دار یقه گرد و دارای آستین لوله ای یا پفی بوده است.
پیراهن شش ترک: قسمت کمر این پیراهن تنگ دوخته می شد و پائین تنه دو برابر گشاد بوده است. آستین ها بلند و سرشانه چین میخورده است.
یل: نوعی تن پوش (کت) که زنان و دختران در فصل سرما تن می کردند. قد آن تا روی باسن بوده است.
پیراهن چین پیله ای: از جنس کتان دارای یقه گرد و آستینهای بلند بوده است. دارای مچ پیچ بوده پایین تنه را مانند دامن چین پیله ای می دادند.
پای پوشها
ساغری، قندره، کفشهای گیوه ای، گالش

لباس محلی و بومی مردم کرمان

پوشاك محلی مردانه کرمانی

سرپوشها
کلاه گرد نمدی، کلاه دوره ای (شاپو sâpu)، کلاه پهلوی، عمامه، کلاه بافتنی (کاموایی)
تن پوشها
تن پوشهای مردانه: پیراهن، قبا، سرداری، جلیقه، شال کمر
پیراهن: نسبتاً بلند یا بالای زانو که از دوطرف پهلو به اندازهٔ cm ۱۵-۱۰ چاک می خورد. یقهٔ آن گرد و ساده که از سرشانه یا جلو دکمه می خورد. آستینها گشاد و بلند و در قسمت مچ یک چاک کوچک داشته که روی شلوار می افتاده است. هنگام کار آن را در شلوار می نمودند. اشراف و اعیان جامعه در قسمتهای یقه ، سرآستینها و انتهای پیراهن را با نخهای رنگی روشن نقده دوزی می کردند و با نوارهای تزئینی آن را پراقدوزی می نمودند.
قبا: کتی بلند و بدون یقه بود بطوریکه وقتی آن را به تن می کردند یقهٔ آن به شکل هفت یا مایل درمی آمده است. جلو آن باز که بوسیلهٔ چند دکمه و بندیک دوطرف قبا به همدیگر وصل می شد یا کلاً دکمه نداشته که در پهلو به همدیگر پیوند می خوردند.
پاپوشه
پاپوشهای مردانه: گیوه، ساغری، ارسی، زنگال، قندر (qondere)، شاپسند
گیوه: این کفش از دو قسمت روار (ravar) که از نخهای پنبه ای و تخت که از نوارهای پارچه ای اصطلاحاً لته (late) تهیه می شده است. تخت آن توسط تخت کشها از پارچه های کهنه که اغلب کرباس بوده با چسب سریش و یک بند چرمی درست می شده است. رویهٔ آنها توسط زنان با نخهای نازک پنبه ای و با سوزن بافته می شده و درنهایت توسط کفش دوز رویه و تخت بهم وصل می شده است.
ملکی: نوع دیگری گیوه بوده با این تفاوت که ظریفتر و گرانقیمت تر بوده است. دورتادورشان با دو لایهٔ چرم و تیماج دوخته می شده و برای تزئین روی تیماج از نخهای موم زده استفاده می کردند که به آن خاک اندازی می گفته اند.
شاپسند: این کفش نیز بدون ساق بوده و در طبقات بالای جامعه (مرفه) از پوست شکار (گوسفند کوهی) و در طبقات پائین و متوسط از چرم گوسفند معمولی تهیه می شده است.
 ارسی: کفشی است تمام چرم که هم زنان و هم مردان آن را به پا می کردند. این پاپوش مخصوص طبقات اعیان جامعه و به عنوان کفش مجلسی محسوب می شده است. پشت این کفشها باز و جلو آن بسته بوده که بدون پاشنه و گاهی پاشنه ای کوچک داشته است. تخت این کفشها از چند لایه چرم و تیماج تهیه می شده است.
زنگال: این پاپوش دارای یک پاشنهٔ cm ۱۵-۱۰ بوده و نوک آن تیز و باریک و کف و روار آن مانند ارسی و شاپسند بوده است. این پاپوش چکمه مانند بوده و ساق آن تا پائین زانو می رسید. بیشتر نظامیان به پا می کردند.
پاپیچ یا مچ پیچ: این پاپوش تا حدود ۵۰ سال پیش در کرمان رایج بوده و به غیر از نظامیان که همیشه استفاده می کردند ، عامه مردم در زمستانها یا در هنگام کشاورزی یا شکار از آن استفاده کی نمودند. مچ پیچها اصولاً از پارچه های پشمی و ابریشمی به عرض cm ۱۵-۱۰ و به طول تقریبی m ۵-۴ از مچ پا تا زیر خم زانوها پیچیده می شده است. در سیرجان به پاتو (pâtu) و در بین زرتشتیان به پاتابه (pâtâbe) معروف بوده است.
جوراب: در گذشته جورابها بدون کف و پاشنه بوده که بوسیلهٔ یک نخ به دور پا پیچیده می شده است. این جورابها در جلو و پاشنه با نقشهایی از گل و بوته تزئین می شده است. از جنس پنبه و پشم تهیه می شدند.

لباس محلی و بومی مردم کرمان

پوشاك نوزادان کرمانی

سرپوشها
کلیتو یا مقنعه: به شکل مقنعه امروزی از جنس خاصه که سر نوزادان می کردند.
دور گوشو: پارچه ای است سه یا چهار گوش که روی کایتو بر سر نوزاد می پوشیدند. دورگوشو را به صورت سه گوش درآورده و پشت گردن گره می زدند.
چارقدو: روسری های چهار گوش کوچک بودند.
کلاه چینو: کلاهی که دورتادور آن با پارچهٔ دیگری چین می خورده و بوسیلهٔ دو بند زیر گلو بسته می شده.
لچک: روسری های سه گوش را می گویند.
شمیلوی کلاه دار: نوعی شنل کلاه دار از جنس مخمل یا پارچه های پشمی تهیه می شده است. در صورت تمایل بوسیلهٔ دو بند زیر گلو محکم می شود. قد آن از نوک سر تا نوک پا بوده است. جلو پیشانی کلاه را به صورت چین دار درمی آوردند. نوع دیگر بدون کلاه بوده است.

تن پوشها

زیرپوشو: در قدیم به صورت ساده با یقه گرد بوده که جلو یا پشت آن چند سانتیمتر باز بوده و با دکمهٔ جفتو بسته می شده است.
پیرنو (پیرن): پیراهن با آستین بلند و در مواردی چین دار روی زیرپیراهن تن نوزاد می کردند.
سینه بندو: دارای یقهٔ گرد که از یکطرف زیربغل با دکمه یا بند بسته می شود. قد آن تا روی باسن می رسیده است. در مواردی برای رفع چشم زخم آن را از پارچه های رنگی می دوختند.
کُتو: کتی کوچک با یقهٔ گرد که جلو آن باز بوده و با دکمهٔ جفتو بسته می شده است.
 ُرولباسی: تن پوشی بلند و دارای آستین که بالا و پائین تنهٔ آن به صورت جدا دوخته می شده است و روی تمامی لباس نوزادان می پوشیدند.
یربندو (بند قنداق): پارچه ای به طول ۲۵ و عرض ۷ سانتیمتر که دور قنداق می پیچیدند. در شهرستان سیرجان به آن ریجه (rije) می گویند.
گریزبندو یا پیش بند: پوشاکی بدون پشت که دارای یقهٔ گردی بوده و با بند پشت گردن و روی لباس نوزاد هنگام غذا خوردن می بستند. در شهرستان سیرجان گریزریزو (gerizrizu) (آب دهان یا گریز) می گویند.
ناف بندو: پارچه ای مستطیل شکل از جنس تترون روی ناف نوزاد می بندند.

پاپوشها

سارقو: پارچه ای چهار گوش که آن را سه گوش کرده و کودک را درون آن قنداق می کردند.
غلتون: بالشتک کوچکی که هنگام قنداق کردن نوزاد
لای سارق پشت گردن قرار می دادند تا گردن کودک را محکم نگه دارد.
قبا: پارچه های چهار گوشی از جنس خاصه یا چیت که تا کرده و روی سارق می

لباس محلی و بومی مردم کرمان

پوشاک بلوچی (شهرستان کهنوج)

مردانه
کلاه کلکوری: کلاهی است مخروطی شکل به ارتفاع حدود ۳۰ سانتیمتر که رأس آن تورفتگی مختصری دارد. مانند کلاههای مخروطی
دوکاهانه از پوست بره با آستر ساتن دوخته می شده است.
سربند پان  یا چپی: پارچه ای معمولاً ساده و نازک که در قدیم از لنگ استفاده می کردند. سربند را مانند عمامه دورسر می پیچیدند و یک سر آن تا کمرگاه یا پائین تر آویزان می باشد.
پیراهن: دو نوع پیراهن با آستین های کوتاه و بلند و مچ دار دارای یقه ای برگردان و دارای چاک در دو طرف پهلوها بوده است. قد آنها تا زانو بوده است.
سدیری: سدیری یا جلیقه نیم تنه های بدون آستینی است که روی پیراهنها می پوشیدند و مخصوص اعیان بوده و با آینه های کوچک و نخهای الوان تزئین می شده است.
شلوار: شلوارهای بلوچی بسیار فراخ و گشاد بوده، بطوریکه در ناحیهٔ کمر گشادی آن به ۵-۴ متر می رسیده است. دمپای آن تنگ و حدود ۶-۵ سانتیمتر با دو یا سه لایه پارچه با چرخکاری چندردیفی دوخته می شود. دارای لیفه بوده و با نخ (بند شلوار) و امروزه کش به کمر محکم می شود. از حدود ۶-۵ متر پارچهٔ تترون تهیه می شود.
سواس: سواس یا سباس کفشی است از الیاف درخت خرما که توسط زنان یا مردان منطقه بافته شده و از دو قسمت رویه و کف تهیه می شود. کف آن از تراکم زیاد الیاف تهیه شده که عبور آب از آن به سختی صورت می گیرد. رویه آن را با یک بند به صورت ساده از الیاف گیاهی به طول یک متر بافته و بوسیلهٔ بندی که از داخل حلقه های روی کف سواس و بین انگشتان بزرگ پا عبور و به پشت پائین بسته می شود.

پوشاک زنانه

شهین: پیراهن زنان بلوچ گشاد و تا زیر زانو می باشد که در قسمت مچ آستینها و دورتادور یقه و جلو پیراهن حدود ۱۰ سانتیمتر تا پائین دارای سوزن دوزی و آینه کاری که خاص بلوچان است، می باشد. یقهٔ آنها به صورت گرد یا چهارگوش که حدود ۲۵ سانتیمتر جلو آن چاک بوده و با دکمه یا بند بسته می شود. شلوارها نیز گشاد با دمپای شلوار نسبتاً گشاد که دمپای شلوار نیز مانند دور آستینها سوزن دوزی می شود.
لچک: کلاهی است که در گذشته از ۱۰ سالگی تا کهنسالی به سر می کردند. امروزه خاص کهنسالان می باشد که از دو قسمت بالایی که روی سر و گوشها و قسمت پائینی آن نیز پشت سر را می پوشانده است. برای دوخت لچک اغلب از پارچه های الوان شیشه ای که حاشیه ها و جلو آن را با نوارهای زری و نخ خوس (xus) تزئین می کردند. جلو پیشانی نیز با سکه های طلا که به آنها شرفی (serefi) می گفتند ، تزئین می شد.
چاروک یا چارقد: پارچه ای است مستطیل شکل به طول ۲ متر و عرض ۵۰ سانتیمتر که با گلهایی از گلابتون گلدوزی می شده و کهنسالان روی لچک بقیهٔ افراد به عنوان روسری استفاده می کردند.
چادن: همان چادر رایج در سراسر ایران می باشد که از پارچه های نخی وال در رنگهای نشکی و گلدار تهیه می شود.
شولا: شلوار در مواردی مانند شلوارهای بندری که در قسمت دمپای آنها حدود ۳۰ سانتیمتر گلدوزی یا یراق دوزی با نوارهای زری و گلابتون می شود. ۲۰ سانتیمتر دمپای آن زیپ می خورد و به پا چسبیده می باشد. امروزه هم از شلوارهای با دمپای تنگ و چسبیده و هم با دمپای نسبتاً گشاد که نواردوزی – گلدوزی یا یراق دوزی شده اند ، استفاده می شود.

زنان بلوچ از کفشی تحت عنوان چپت که از لاستیک تهیه می شود و مانند گالش است ، استفاده می کنند. از سواس ، کفشهای چرمی نیز استفاده می کنند.

لباس محلی و بومی مردم کرمان

پوشاک زرتشتیان کرمان

پوشاک مردانه

پوته: پوته یا همان عمامه یا شال سر بود. اغلب از جنسهای نخی بوده و در مواردی بزرگان از جنس ابریشم تهیه می کردند.
کلاه نمدی: این کلاه به صورت نیم دایره بوده که اکنون در بین روستائیان و عشایر استفاده می شود.
عرقچین: به شکل نیمکره بوده که داخل آن دارای آستر ساتن و به رنگ سرخ و با بته جقه های منقوش بوده است.
سدره: همان زیرپیراهنهای سفید زرتشتیان که به آن سیونه پرنه (sivne-prne) یا شیوکشی (sivkasi) می گفتند. در مراسم اوستاخوانی و مراسم سدره پوشی به عنوان زیرپیراهن استفاده می کردند. سدره کوتاه با یقه ای نیمگرد و دارای چاکی در جلو و عقب بوده که آستینها کوتاه و قد نیز کوتاه می باشد.
پیراهن: پیراهنی سفید با یقهٔ گرد که یک چاک روی سینه پیراهن تا روی شانهٔ راست تعبیه می شده است. این پیراهن در سمت راست شانه نزدیکی گردن با یک دکمه چاک را روی شانه می بستند. آستینهای پیراهن سرخود و در قسمت مچ دو چاک کوچک داشته است.

قبا: قبا یا کمه  مانند قبای سایر افراد ایرانی که در دو طرف جلوی قبا به حالت اریب به سوی پهلوها متمایل می شده و بر روی هم قرار می گرفته است. آستینها بوبه ای بوده و مچ آنها ساده و بدون چاک بوده است
سرداری: کت کوتاهی که روی پیراهنهای سفید بدون یقه می پوشیدند.
ارخالق: نوعی کت که زیر قبا به تن می کردند. دارای یقهٔ ساده که جلوی آن باز بوده و بوسیلهٔ دکمه روی سینه قلاب می شود.
اودشت: برش این تن پوش مانند قبا بلند و گشاد بوده و از پارچه های نازکتر تهیه می شود. آستینهای لباس را اویشته (oviste) می گویند.
شلوار: شوال یا شروار شلوارهای فراخ با پاچه هایی گشاد که از جنس کرباس و در رنگهای آبی و مشکی تهیه می شده است.
شال کمر یا گُستی: شال کمر زرتشتیان از هفتاد و دو نوع نخ ابریشمی تابیده می شده و طبق آئین خاصی در جشن سدره پوشی توسط موبد به دور کمر دختران و پسران بسته می شود.
پاتابه: پاپیچ یا مچ پیچ از پارچه پشمین گاهی از نخ ابریشم تهیه می شده که تمامی زرتشتیان از آن استفاده می کردند.

پوشاک زنانه:

دستمالی که زنان زرتشتی زیر چارقد و لچک به سر می کردند. این سرپوش سه گوش و زیر چارقد یا لچک به سر می کردند که به آن لتک هم می گویند.
لچک: کلاهی که زیر چارقدها و مکنوهای خود به سر می کردند. این کلاهها سه گوش بوده و با دو تکه پشت سری و بالای سری دوخته می شده و پشت سری نیمدایره بوده که دنبالهٔ پهن داشته و این دنباله به پشت سر بخش بالای آن تا بالای پیشانی می آمد ، با دو نخ قیطان زیر چانه محکم می شده است.
مکنو: سراندازی نسبتاً بزرگ به طول ۵/۳ متر و به عرض ۱ متر که زنان زرتشتی و دختران بالای ۱۵ سال سر می کردند. به این سرپوش مقنعه یا مخنا  هم می گفتند.
ساخه کوبی: برای استوار ماندن مخنا (مکنو) دور سر می پیچیدند.
پیراهن سیخ و تیر: این پیراهن دارای ترک بوده و به دلیل ترکهای آن به سیخ و تیر معروف است. این پیراهنها از زیر سینه تا پائین زانوها می رسیده است. یقهٔ آن گرد و معمولاً چانی در عقب آن می گذاشتند. گشاد و دارای آستینهای راسته بوده که سرآستینها را حاشیه دوزی می کردند. از دو قسمت بالاتنه و پائین تنه تشکیل می شده است. قسمت بالاتنه کوتاه و دامن آن بلندو فراخ بوده است.
بهوری: بهوری یا بهاری پوششی بلند مانند پالتو بوده که مخصوص جشنها و اعیاد بوده است. از جنس مخمل و در رنگهای آبی ، سبز با یراق دوزی بوده است. بهاری که به آن پرجی (parji) هم می گویند ، دارای یقه گرد و جلو باز بوده و دو لبه جلویی آن بوسیلهٔ بندینک قیطان یا دکمه های نقره ای بسته می شده است. قد لباس تا بالای زانوها می رسیده که دو طرف آن تا کمر چاک داشته است. دختربچه های زیر ۱۵-۱۴ سال مشابه این تن پوش را به نام کلیجه (kolijah) یا ریوری (rivari) بر تن می کردند.
شلوار سیخ و تیر: شوال (شلوار) لیفه ای فراخ بوده که قسمت ساق پاها از تکه های باریک و الوان و نقش و نگاردار ترکیب می شده و قسمت دمپای شلوار با بندهایی قیطان به دور مچ پا بسته می شد.
شیلونه: نوعی دیگر از شلوارهای سیخ و تیر که از پارچه های گلدار ریز و درشت بر روی آن می دوختند. رنگ این شیلونه ها معمولاً زرد و آبی و از ابریشم طبیعی که به صورت عمودی برش می دادند و یک تکه پارچه زرد و یک تکه پارچه آبی را کنار هم قرار داده و می دوختند.

لباس محلی و بومی مردم کرمانجوراب: زنان زرتشتی از جورابهای بافتنی که به آنها پُپَل (popal) , پوپلی-پونیه (poplienie) یا جورونیوینه می گفتند که از نخهای هفت رنگ تشکیل می شده است. ساق این جورابها بلند بوده و در گذشته مانند کیسه ای بدون
کف بوده اند.
اُرسی: کفشهای چرمی قهوه ای جلو بسته و پشت باز مانند نعلین که کف آنها نیز چرمی بوده است
پیش پالونی: کفش چرمی زنانه با رنگ سبز مانند اُرسی بدون پاشنه که در مراسم عروسی می پوشیدند.
پیش ترمه ای: مانند اُرسی و پیش پالونی است ، با این تفاوت که روی آن با تزئین بوده و مخصوص مجالس و جشنها بوده و زنان ثروتمند به پا می کردند.
چموشی: چموشی یا ساغری با نوک باریک و برگشته که از پوست اسب تهیه می شده و اغلب مردم از آن استفاده می کردند و رنگ آن سبز بوده است.
گرگابی: نوعی پای پوش ساقه بلند چرمی (نوعی چکمه) که از قسمت جلویی تا سر پنجه نوارهایی از چرم دوخته می شده و کمی جلوتر نواری دیگر از سمت راست به چپ از زیر نوار چرمی قبل عبور می کرده است. دارای پاشنه ای کوچک از تخته با روکش چرم و به رنگ قهوه ای بوده است که بیشتر اعیان از آن استفاده می کردند

منبع : vista
نویسنده

یک نظر بنویسید