یک نویسنده کانادایی داستان خود در رابطه با اینکه چرا تصمیم گرفته در شهر مکزیک بماند و به خانه برنگردد را به اشتراک گذاشته است.

“مکزیک؟!”، این رایج ترین پاسخ در بین دوستان و خانواده ام بود بعد از اینکه فهمیدند قرنطینه را در آنجا می گذرانم.

ترس و وحشت به وجود آمده بود. بعد از پایان فوریه و آغاز مارس، ایمیل ها و پیام های واتساپ با شدت هرچه بیشتر برایم ارسال می شدند و اخبارها را منتقل می کردند.

مردم کمی تردید داشتند، ترسیده بودند و برای در خانه ماندن سرسختی نشان می دادند. اما برای دنیا حتی کشورهای در حال توسعه، مهاجران و داوطلبان و عشایر خانه یک مفهوم انعطاف پذیر است.

و به همین ترتیب، مانند تعداد بی شماری از دیگر افراد که در کشورهای خارجی مانده اند، این نویسنده جهانگرد کانادایی نیز مجبور به تصمیم گیری شد: به توصیه های مقامات دولتی و نگرانی خانواده توجه کرده و به خانه برگردم، یا در مسیر خود بمانم، مقاومت کرده و سعی کنم این کار را انجام بدهم.

ویروس کرونا | چرا من هنوز در سفر هستم و به خانه برنگشتم؟

روش های معمول برای آموزش و تجربه باید تنظیم یا در کل رها شود. غذا و مسافرت تعطیل. رستوران ها بسته اند؛ مسئولین خواستار رعایت فاصله ها هستند. این یک سفر معمولی به جنوب نبود.

من فقط یک ماه را در آمریکای مرکزی و کارائیب سپری کردم، زمانی را برای جشنواره ای که ممکن است برای مدتی آخرین جشنواره جهانی موسیقی باشد، گذراندم. چند هفته در خط ساحلی کاستاریکا و ارتباط با مسافران تاثیرگذار بوده و باعث ایجاد نوعی سفر واقعی شد. من همچنان با افراد در ارتباط بوده و خبرهای بازگشت به خانه را می شنیدم، اما ناگهان و به طور غیر قابل تصوری، اتفاق دیگری رخ داد. یک جهان متفاوت، با نگرانی ها و اصول خاص خود.

و هیچ چیزی این تفاوت را مانند یک اتفاق همه گیر جهانی برجسته نمی کند. زمانی که من کاستاریکا را ترک کردم ( دهم مارس)، در این کشور دقیقا 13 مبتلای تایید شده به کووید 19 وجود داشت؛ در حالی که در دیگر نقاط جهان، ایتالیا از 10000 مورد و ایالت متحده به سرعت در حال رسیدن به مرز 1000 نفر بودند.

ویروس کرونا | چرا من هنوز در سفر هستم و به خانه برنگشتم؟

آدرس پستی من مربوط به شهر منوترال است، عشق به زندگی در شهری که آنجا متولد و بزرگ شده ام. اما امروزه حدود سه سال است که یک عشایری شده ام، از خانه ام دور شده ام و ماشین را فروختم. زندگی مادی من، از جمله تشک یوگا و اتوی مسافرتی ام  کاهش یافته و تبدیل به چیزی شده که در چمدان گرانیتی ام جا شود.

مسافرت از طریق مناطق روستایی هندوستان و یا زندگی در زمان خشکسالی در آفریقای جنوبی، باعث شد تا نسبت به زمان عادی کارهایم را به راحتی انجام دهم. اما چیزی متفاوت وجود داشت.

تعداد مبتلایان در سراسر جهان رو به افزایش است و پیام ها از خانه بسیار نگران کننده تر می شوند. آن روزها قبل از پرواز، تجربه واقعی من از زندگی عشایری بود. در پایان حدس می زنم، یک واقعیت جایگزین بود که به من اجازه می داد با ترس کنر بیایم، به حدی کافی از خبرها آگاه باشم تا تصمیمی منطقی بگیرم.

ویروس کرونا | چرا من هنوز در سفر هستم و به خانه برنگشتم؟

مکزیک از گردشگران استقبال می کرد، در صورت تشدید اوضاع، پروازهای برگشتی انجام می شدند و از اواسط ماه مارس در کشور کمتر از 40 مورد تایید شده وجود داشت. و من این کار را انجام دادم. مقداری ضدعفونی کننده خریدم، از سربند به عنوان ماسک استفاده کردم و به فرودگاه رفتم. اگر کسی منتظر پایان جهان است، روم مکان بدی برای انجام این کار نیست.

روم، یک منطقه مسکونی با فاصله تنها چند دقیقه از مرکز تاریخی مکزیکو سیتی (و محل فیلمبرداری آلفونسو کوارین که برنده جایزه ای به همین نام شد)، با ترکیبی از اصالت زندگی طبقه متوسط و زیبایی استعماری مکانی واقعا دوست داشتنی می باشد.

در اواسط ماه مارس که رسیدم، عدم تعادل در تعداد کووید 19 در کشور قابل توجه بود. کارمندان شهرداری که به اجبار ماسک پوشیده بودند، یک کارمند گمرک از من سوال می کند که آیا در چین بوده ام یا نه. ظاهرا نسبت به زمان بدون کرونا کارهایم مدت زمان بیشتری طول می کشد. من در ایر بی ان بی، کمی دورتر از آبنمای دوست داشتنی سیبل روم و در اطراف نوارهای متقاطع فروشگاه ها و رستوران های محلی مستقر شدم.

ویروس کرونا | چرا من هنوز در سفر هستم و به خانه برنگشتم؟

در حالی که جهانگردی در مکان هایی مانند تولوم و کنکون رو به کاهش بود، اما مکزیکو سیتی آماده پذیرش تجارت های مختلف بود. غرفه های معروف غذاهای خیابانی همچنان تاکو و چیچارون های خانگی سرو می کردند و بازارهای محلی نیز محصولات تازه و ماهی تست شده می فروختند.

اما با توجه به اینکه بسیاری از کشورها به حالت تعطیلی کامل درآمده بودند و لوازم بهداشتی و آرامش در جهان به سرعت درحال کاهش بود، تماس های نگران کننده از خانه همچنان ادامه داشت (تماس های ویدئویی در این زمان بسیار موثر بودند). هراس جهانی در حال پیشرفت و سعی در ورود به تمام نقاط داشت.

اما خوشبختانه گروه کوچکی از دوستان شروع به کار کرده و به رفع شک و تردید دیگران کمک کردند. این گروه شامل یکی از مسافران آخرین جشنواره موسیقی بود، او از جهانگردان اسکاتلندی بود که در مکزیکو سیتی کار می کرد و همچنین شامل تعدادی از افراد محلی با گرایش های بین المللی.

ما با یکدیگر در ارتباط بودیم با اینکه یکدیگر را نمی شناختیم. قبل از اینکه رستوران ها بسته شوند، آخرین شام را در یک رستوران خوردیم و بعد از یک هفته قرنطینه طولانی، یک اجتماع کوچک بر روی پشت بام داشتیم. درحالی که نوشیدنی و غذا می خوردیم، مشغول تماشای تعطیلی کامل شهر و کاهش جمعیت و افزایش بازگشت به خانه بودیم.

ویروس کرونا | چرا من هنوز در سفر هستم و به خانه برنگشتم؟

بعد از پایان مارس و آغاز آوریل، کووید 19 تبدیل به بخشی از زندگی روزمره مکزیکی ها شد. دولت وضعیت اضطراری و پایان فعالیت های غیر اساسی را اعلام کرد و در نهایت در کشور این مشکل جدی گرفته شد.

من این تصمیمات را زمانی که در کویاکان، محله ای جذاب و محل استقرار فریدا کالو و زندگی پر جنب و جوش محلی بودم، دیدم. لحظات تلخی بود و زمانی که در حیاط خانه بودم، صدای همسایگان را می شنیدم که دور هم جمع شده بودند و با یکدیگر حرف می زدند.

امروزه خیابان های مکزیکو سیتی خالی هستند. برخی از فروشندگان غذا هنوز در بخش هایی از خیابان مشغول به کار هستند و تعداد کمی از افراد از ماسک های معمولی استفاده می کنند. کشوری با ده ها میلیون کارگر غیررسمی که در حاشیه اقتصاد شکننده و بدون امنیت اجتماعی درحال زندگی هستند.

وقتی این مقاله را نوشتم، تعداد مبتلایان تایید شده در مکزیک از مرز 14.000 نفر عبور کرد. به نظر می رسد اقدامات در مونترال کارآمد بوده و منحنی مبتلایان در حال ثبات و صحبت از باز شدن مجدد شهر می باشد. و من شروع به جست و جو برای پروازها کرده ام. من فکر می کنم مهم نیست که چقدر یا چند دفعه از خانه خود دور شده اید، اما هیچ کجا خانه نمی شود.

منبع : theculturetrip
نویسنده

تنها در ماجراجویی است که بعضی از مردم موفق به شناختن خودشان می شوند.

یک نظر بنویسید