روستای قباق تپه در ۲۲کیلو متری شهرستان کبودراهنگ -یکی از شهرستانهای استان همدان- قرار دارد.روستای قباق‌تپه که از جاذبه های شهر کبودرآهنگ می باشد، از نظر وسعت اراضی، بزرگ‌ترین روستای استان و از نظر جمعیتی دومین روستای شهرستان کبودراهنگ می‌باشد. شایان ذکر است ۹۹ درصد جمعیت زیر ۴۰ سال باسواد هستند و ۴۰ درصد جمعیت دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و حدود ۲۰ درصد جمیعت نیز دارای تحصیلات تکمیلی هستند.

شغل بیشتر مردم این روستا کشاورزی و دامپروری است و با توجه به کمبود آب در سال‌های اخیر کشاورزی تقریباً در حال از بین رفتن و کمرنگ شدن است و این مسأله موجب بیکاری برخی افراد اینروستا شده است. بنابراین دهیاری در این زمینه تصمیم به اشتغالزایی درغالب بازار کشاورزان برای بانوان و جوانان کرده است که عمده فعالیت آن بسته‌بندی و فروش محصولات محلی روستا از قبیل نان، رشته، لبنیات، عسل و… به صورت سالم و ارگانیک است.

روستای قباق تپه کجاست؟

روستای قباق‌تپه در بحث خودیاری در سطح استان بی‌نظیر و در سطح کشور کم‌نظیر می‌باشد که دهیاری و شوراهای اسلامی با برنامه‌ریزی و برگزاری جلسات نسبت به جمع‌آوری آن اقدام کرده‌اند و خوشبختانه در این زمینه موفق بوده‌اند.

این روستا از امکانات چون آب برق تلفن سه مسجد حسینیه کتابخانه بسیار مجهز خانه بهداشت خانه عالم و سالن ورزشی برخوردار است.اصلی ترین منابع درآمدی در این روستا از طریق کشاورزی و دامداری تامین می شود خانوارها در روستای قباق تپه مخصوصا” خانم ها به کار رشته بری و فالیبافی و خیاطی مشغول هستند .

نام صحیح روستا و وجه تسمیه ی آن:

نام روستا از دوکلمه «قباق» و«تپه» تشکیل شده است ومعمولا چنین تلفظ ومعنی می شود،قباق= قاباخ= جلو ــــــــ قاباخ تپه = تپه ی جلوی . اگر این معنی پذیرفته شود باید روستای دیگری بنام دالی تپه(تپه ی پشتی یا عقبی) هم وجود داشته باشد ولی روستایی با چنین نامی در منطقه وجود ندارد لذا این معنی مردود بوده وباهیچ منطقی سازگار نیست.

در لغت نامه  دهخدا کلمه «قباق» به دو صورت معنی شده است،اول به معنی «کدو» وبعد به معنی چوبی بلند وعظیم که درمیان میدان ها نصب کنند وبر فراز آن حلقه ای از طلا یا نقره وضع نمایند وسواران از یک جانب میدان دوانیده ،به پای قباق که رسند هم چنان که اسب در دویدن است تیر درکمان نهاده حواله ی حلقه کنند وهرکس آن حلقه را به تیر زند حلقه ازو باشدوچوب قباق مستعمل.

با توجه به دو معنی فوق وتعریف عبارت قباق افکنی «به معنی هدف زنی وآن چنان باشد که چوب چهل یا پنجاه گزی طویل در میدان استاده کرده وطشت مس یا نقره وغیره بر بالای چوب تعبیه نمایند وسواران در هین دوانیدن اسب تیر به آن طشت می زنند ودر زمان قدیم سلاطین ترک بجای طشت ،کدوی طلایی یا نقره ای از آن چوب می آویختند»نام روستا همان قباق تپه می باشد که به خاطر مشکل در تلفظ وجهت راحتی بیان عامه مردم آن را «قاباخ تپه » تلفظ می کنند به همین دلیل در بعضی نوشته ها«قاباق تپه»درج می گردد.متاسفانه بعضی ها عمدا یا سهوا آن را قابان تپه(کلمه ی توهین آمیز) نوشته یا تلفظ می کنند. این اشتباه فاحش در برنامه ی «Google Earth» نیزاتفاق افتاده است.

غیر از قباق تپه ی ما، سه روستای دیگر به این نام در سطح کشور وجود دارد که دوتا از آنها در استان همدان ویکی در استان کرمانشاه واقع گردیده اند.

چگونگی شکل گیری روستا:

روستای قباق تپه هم مانند سایر روستاهای ایران در نقطه ای تشکیل یافته که اولا ازمعرض دید سواران غارتگروراهزنان مخفی بماند، ثانیا امکان دسترسی آسان به منابع آب داشته باشد و همچنین دارای چراگاه های خوب برای چرای احشام  باشد. واین محل دارای چندین مورد چشمه  وچمنزار می باشد . ظاهرا محل اولیه روستا ،محلی معروف به قالا ایچی فعلی بوده که دور تا دور آن دارای دیوار بلند گلی بوده ودر سمت های  مشرف به راه های ورودی روستا دارای قلعه های  بلند گلی بوده که هنوزهم آثار آن ها باقی است. با توجه به شواهدوقراین موجود ، ساکنان اولیه روستا ساداتی بودند که به دلایل نامعلوم همگی این روستا را ترک کرده وبه روستایی به نام زگلوجه در اطراف قره چمن مهاجرت کرده ودر آن ساکن شده اند.این روستا همجوار روستاهای قیش قورشاخ(روستای مادری مرحوم شهریار)وخشکناب(روستای پدری مرحوم شهریار) می باشد وساکنان فعلی آن اکثرا از سادات هستند.

ساکنان فعلی روستا از نسل عشایری هستند که از نقاط مختلف به این روستا آمده وبه دلیل وضعیت مطلوب در آن زمان این محل را به عنوان سکونتگاه دائم خود بر گزیده اند.چگونگی ورود هر یک از افراد ماجرای جالب ومنخصر به فرد دارد.

منابع آب روستا:

ازمهمترین عواملیکه باعث تشکیل  جوامع کوچک وبزرگ انسانی در یک محل می گردد وجود منابع آب است چرا که بدون آن زندگی ممکن نخواهدبود به همین خاطر آب ،هم ما یع حیات وهم مایه ی حیات لقب گرفته است.باغات روستا همانطور که قبلا توضیح داده شد در دره های اصلی وفرعی توسعه یافته اند وتنها دلیل آن استفاده از آب چشمه ها ورودخانه های موجود در این دره ها بوده است . آب مصرفی خود روستا از یک رشته قنات که در دشت یالدازاحداث شده بود تامین می شده  مقدار این آب آن قدر زیاد بود که هم آب باغات اطرف روستا وهم آب حمام عمومی روستا را تامین میکرد. وهمچنین آب اضافی آن پیوسته در جویی از بالای روستا تا پایین آن جریان داشت.آب روان دیگری هم ازچمن معروف به شور چمن در سمت جنوبی روستا جریان داشت.از مهمترین وپرآب ترین  چشمه های روستا چشمه ی معروف به «کت بلاغی» بود که علاوه بر تامین آب شرب وبهداشتی روستا باغات معروف به«کت باخچاسی» را نیزتامین می کرد.تقریبا در سال ۱۳۵۰ بود که لوله کشی آب در روستا انجام گرفت ودر چند نقطه از آن شیر برداشت مستقر گردید  که برای اهالی خوب بود وهرکس در محله خود به آب دسترسی آسان داشت. ولی ب در اثر عدم مراقبت به تدریج خراب شده وازمیان رفت. وحتی آب حمام عمومی هم قطع گردیده وتعطیل شد. بعد ازانقلاب حدودا در سال ۱۳۶۹ (ه.ش)قنات لایروبی شد ولوله کشی آب به منازل انجام شد.متاسفانه از زمانی که من به خاطر دارم آب روستا سال به سال کمتر وکمتر شد . زمانی (تا قبل از اواخر دهه ۱۳۶۰(ه.ش) آنقدر برف می بارید که کوچه ها وحتی حیاط خانه ها با دیوار ها وپشت بام آن ها یکسان می شدند وبعضا جهت خروج از خانه ها دربرف تونل می زدند.راه ارتباطی روستا آنقدر با لودر برف روبی می شد که در کنار آن دیوار عظیمی تشکیل می شد.به طوری که وسایط نقلیه به هنگام حرکت در آن، از دور دیده نمی شد .دشت ها وکوههای اطراف روستا حتی تا اردیبهشت ماه هم پوشیدهاز برف بودند.در فصل بهار وپاییز روزها پشت سرهم باران می بارید.واین برکت خداوند روستارا زیباتر وزیباتر می ساخت.این وضعیت به هیچ یک از اهالی روستا اجازه مهاجرت ودل کندن از آن  را نمی داد.

منبع : khabarban،persianblog
نویسنده

یک نظر بنویسید