اگر از هیاهوی توریستی ایاصوفیه و خیابانهای شلوغ تقسیم فاصله بگیرید و به سمت کوچههای پرشیب و سنگفرش محله قدیمی بالات حرکت کنید، با یکی از مرموزترین بناهای تاریخی استانبول روبهرو میشوید. در میان خانههای رنگارنگ و کافههای دنج این منطقه، بنایی با دیوارهای سرخرنگ و گنبدی کوچک خودنمایی میکند که محلیها آن را به نام «کلیسای خونین» (Kanlı Kilise) میشناسند. این بنای شگفتانگیز که نام رسمی آن کلیسای مریم مقدس مغولها است، تنها یادگار دوران امپراتوری بیزانس در استانبول به شمار میرود که پس از فتح شهر توسط عثمانیها، هرگز به مسجد تبدیل نشد و اصالت مسیحی خود را حفظ کرد. بازدید از این کلیسا یکی از جذابترین بخشها در میان جاهای تفریحی استانبول است، به ویژه اگر در بهترین فصل برای سفر به استانبول راهی این شهر باستانی شده باشید.

شاهزاده ماریا؛ زنی که سرنوشتش به ایلخانان مغول گره خورد
داستان این کلیسا پیش از آنکه به خشتها و معماری آن مربوط باشد، به سرنوشت زنی به نام شاهزاده ماریا پالایولوگینا مربوط است. او دختر نامشروع امپراتور بیزانس، میشائل هشتم بود. در قرن سیزدهم میلادی، امپراتور برای جلب حمایت مغولها و مهار تهدیدهای مرزی، تصمیم گرفت دخترش را به عقد هلاکوخان، فرمانروای مقتدر ایلخانان مغول درآورد. کاروان شاهزاده ماریا با هدایای گرانبها راهی پایتخت ایلخانان یعنی تبریز شد، اما پیش از رسیدن او به مقصد، هلاکوخان درگذشت. با این حال، بازی سیاسی امپراتور متوقف نشد و ماریا به ناچار با پسر و جانشین او، اباقا خان ازدواج کرد.
ماریا نزدیک به پانزده سال در دربار ایلخانان زندگی کرد و به دلیل تلاشهایش برای بهبود زندگی مسیحیان قلمرو مغول، به «دسپینا خاتون» یا «مریم مغولها» شهرت یافت. پس از کشته شدن اباقا خان، ماریا سرانجام به زادگاهش قسطنطنیه بازگشت. او که از طوفانهای زندگی سیاسی خسته شده بود، تمام ثروت خود را وقف بازسازی صومعه و کلیسایی قدیمی در تپه بالات کرد و تا پایان عمر به عنوان راهبهای ساده در آنجا گوشهنشینی گزید. پرتره موزاییکی او هنوز هم بر سقف کلیسای تاریخی کاریه به عنوان سندی از این سیمای رنجکشیده باقی مانده است.

چرا این بنا را کلیسای خونین یا سرخ مینامند؟
نامگذاری این کلیسا به عنوان «کلیسای خونین» ریشه در تاریخ پرآشوب فتح قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ دارد. روایت اول که سینه به سینه میان اهالی یونانیتبار محله نقل شده، حاکی از آن است که در روز سقوط شهر، آخرین خطوط دفاعی بیزانس در نزدیکی دیوارهای این منطقه شکل گرفت. نبرد میان سربازان عثمانی و مدافعان شهر به قدری شدید و بیرحمانه بود که خون از تپههای مرتفع بالات به سمت پایین جاری شد و کوچههای اطراف کلیسا را کاملاً سرخ کرد.
روایت دوم که واقعبینانهتر به نظر میرسد، به مصالح به کار رفته در ساخت بنا اشاره دارد. دیوارهای کلیسا با استفاده از آجرهای پختهشده و ملات سرخرنگ خاصی ساخته شدهاند که در طول روز و با تغییر زاویه تابش آفتاب، جلوهای شبیه به رنگ خون تازه به خود میگیرند. این رنگ سرخ متمایز، کلیسا را از ساختمانهای اطرافش کاملاً جدا میکند و جلوهای خاص به آن بخشیده است.

فرمان تاریخی سلطان محمد فاتح؛ معجزهای که کلیسا را نجات داد
بزرگترین شگفتی کلیسای مریم مغولها در بقای مذهبی آن است. پس از ورود سلطان محمد فاتح به قسطنطنیه، تقریباً تمامی کلیساهای گنبددار شهر به سرعت به مسجد تبدیل شدند؛ چرا که گنبد در معماری اسلامی نشانهای از فضای مسجد بود. اما این کلیسا یک استثنای مطلق شد. راز این استثنا به معمار یونانی مسجد جامع فاتح، یعنی «عتیق سنان» (کریستودولوس) برمیگردد. سلطان محمد فاتح که از هنر و مهارت این معمار در ساخت مسجد باشکوه خود شگفتزده شده بود، به او حق انتخاب یک پاداش ویژه داد. معمار یونانی به جای طلا و مقام، امنیت کلیسای مریم مغولها را که صومعه خانوادگیاش بود خواستار شد.
سلطان محمد نیز درخواست او را پذیرفت و فرمانی رسمی صادر کرد که بر اساس آن، این کلیسا هرگز نباید از دست جامعه ارتدکس خارج شده یا به مسجد تبدیل شود. این سند تاریخی که بعدها توسط سلطان بایزید دوم نیز تایید شد، هنوز هم در داخل کلیسا درون قابی شیشهای نگهداری میشود و گواهی است بر اینکه چگونه یک سند کاغذی توانست بنایی را از طوفانهای تغییر هویت مذهبی در طول قرنها مصون بدارد.

معماری و گنجینههای داخل کلیسای مریم مقدس مغولها
امروز بازدید از کلیسای خونین شبیه به یک سفر زمان واقعی است. این کلیسا برخلاف جاهای معروفی مثل کاخ تاریخی توپتاکی در استانبول، یک موزه توریستی شلوغ نیست. فضای داخلی کلیسا کوچک، تاریک و پر از رمز و راز است. بوی کندر و موم شمع در فضا پیچیده و نور ملایمی که از پنجرههای باریک گنبد به درون میتابد، شمایلهای طلایی و قدیمی روی دیوارها را روشن میکند.
در گوشهای از کلیسا، همان فرمان تاریخی سلطان محمد فاتح با خط عثمانی خودنمایی میکند. همچنین یکی از نادرترین آیکونهای موزاییکی جهان متعلق به قرن یازدهم میلادی که مریم مقدس را به تصویر کشیده، در محراب کلیسا قرار دارد. این کلیسا در نزدیکی منطقه زیبای شاخ طلایی استانبول واقع شده و گشتوگذار در اطراف آن حس و حال متفاوتی دارد.

راهنمای بازدید از کلیسای خونین بالات؛ چطور وارد شویم؟
برای ورود به کلیسای خونین باید کمی صبور باشید. این کلیسا به صورت عمومی و مانند سایر موزهها باز نیست. درِ آهنی و بزرگ کلیسا معمولاً بسته است و روی دیوار کنار آن زنگ کوچکی قرار دارد. پس از به صدا درآوردن زنگ، خادم سالخورده کلیسا در را به روی شما باز میکند. با ورود به حیاط کوچک و دنج کلیسا، سر و صدای استانبول مدرن ناگهان محو میشود.
برای رفتن به این کلیسا، بهترین مسیر پیادهروی در میان کافههای دنج و خانههای رنگی محله بالات است. پس از بازدید از کلیسا، میتوانید مسیر سربالایی را ادامه دهید تا به بنای عظیم و سرخرنگ «مدرسه ارتدکس یونانی فنار» برسید که مانند یک قلعه بر فراز تپه ایستاده است. اگر به دنبال سفر اقتصادی هستید، حتماً مقاله راهنمای سفر ارزان به استانبول را مطالعه کنید تا با بهترین روشهای کاهش هزینه در این شهر آشنا شوید. بازدید از این گوشه دنج استانبول، تجربهای عمیق از لایههای پنهان تاریخ شهری است که هرگز از روایت کردن رازهایش خسته نمیشود.















