سورِشْجان شهری است در استان چهارمحال و بختیاری ایران. این شهر در بخش لاران از توابع شهرستان شهرکرد قرار دارد.این شهر دارای سه درصد از کل وسعت استان چهارمحال وبختیاری می باشد با وجود مساحت کم سهم زیادی در استان از دیدگاه های سیاسی ، علمی، هنری ، گردشگری ، کارواشتغال و… را در اختیار دارد.
راه اصلی ورود به شهر سورشجان از جاده اصلی شهرکرد به فارسان است که سورشجان در ابتدای این راه ارتباطی مهم قرار گرفته است . این جاده از وسط شهر سورشجان گذر کرده وشهر را به دو قسمت تقسیم کرده است.
فرهنگ، گویش و موسیقی مردم سورشجان با بختیاری‌ها درآمیخته است. از زمان مشروطه بسیاری از سورشجانی‌ها مانند سایر بختیاری‌ها به اصفهان مهاجرت کرده اند. شکل طبیعی شهر سورشجان براساس ارتفاعات میانی رشته کوه زاگرس استوار است و به عنوان یکی از مناطق کوهستانی استان محسوب می شود.

برخی از معانی قدیم سورشجان

سورشجان به معنی جایگاه سوروش است .
سورشجان به معنی محل مهمانی است .
سورشجان به معنای یک نوع گیاه است که غالبا دراین منطقه می روییده است .
تا قبل از ورود اسلام نام سورشجان ( سورشگان ) بوده است . ودر حال حاضر هم اهالی منطقه سورشگان تلفظ می کنند ولی بعد از ورود اسلام با توجه به اینکه زبان عربی کلمه ” گ ” وجود ندارد درمتون دیوانی و قدیمی به سورشجان تغییر اسم داده است .

جاذبه های دیدنی سورشجان

چشمه مایک

چشمه مایک یا چشمه ماهک در فاصله ۲۰۰ کیلومتری شهر سورشجان در امتداد جاده سورشجان – فارسان و در استان چهارمحال و بختیاری و در میان باغ های این شهر از پائین کوهی به نام دره سیر بیرون می آید. آب این چشمه گوارا و منبع اصلی آب باغهای این منطقه می باشد. این چشمه دائمی است و بعد از سیراب کردن باغات اطراف به رودخانه گرگک می ریزد.این مسیر تا چشمه مایک ، خاکی می باشد اما طبیعت منطقه و در کنار هم قرار گرفتن کوه ،چشمه، جنگل همه و همه اوقات خوشی را برای گردشگران بوجود آورده است . پوشش درختی اطراف چشمه بیشتر بید، کبوده و سپیدار می باشد.

جاذبه های گردشگری سورشجان

مسجد جامع شهر سورشجان

از آثار قدیمی سورشجان، مسجد جامع است که قدمت دیرنه دارد. به طوریکه بزرگان این شهر می گویند، در زمانیکه سورشجان بنا می شود این مسجد هم در کنار قلعه خرابه در بافت قدیمی احداث می شود که نقشه آن با مساجد قدیمی شهرکرد، مشابه است.

حمام کهنه سورشجان

همزمان با احداث سورشجان در بافت قدیمی حمام عظیمی شبیه حمام خان (پرهیزگار) شهرکرد ساخته شده بود، که تا سالهای اخیر که حمامهای چند دوشی ساخته شد، باقی بوده؛ اما بوسیله مردم خراب شده و آثار ساختمانی آن در زیر خاک وجود دارد. تنها اثری که از حمام کهنه باقی مانده یک حلقه چاه است که در حال حاضر از آب آن برای شرب مردم شهر استفاده می شود بطوریکه بزرگان گفته اند در زمانهای قدیم خشکسالی پیش می آید که در اطراف سورشجان حتی قطره آبی یافت نمی شود و تنها جایی که آب فرآوان داشته است همین چاه حمام کهنه بوده است.

گردنه معروف خلک

که در شرق سورشجان قرار گرفته است و با توجه به سرد سیری بودن منطقه در زمستان مشکلات زیادی برای رانندگان فراهم کرده است ( که اکنون تصمیم به دوبانده کردن جاده کرده اند.)

تنگه پردنجان

در غرب سورشجان باید از منطقه استراتژیک و بسیار معروف به نام تنگ پردنجان عبور کرد ، که در صورت مصدود شدن این تنگه ، ارتباط با شهرستان فارسان و شوراب تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد.

تپه اشترمل

در شمال شهر سورشجان جای دارد. که در قدیم به آن اشترمل گویند. وجه تسمیه این تپه با یک نظر به آن کاملا روشن و قابل درک است . وقتی از دور به آن نگاه کنی شکل کوهان یک شتر را دارد و کلمه مول در لفظ محلی معنی پشت و شانه را دارد .

تپه تزگرش

در جنوب غربی شهر و تقریبا در همان عرض تپه اشترمل تپه دیگری قرار گرفته است که به تزگرش مشهور است و به علت اینکه رنگ تپه تقریبا تیره به نظر می رسد و خاک آن دور یخ می زند ، اعتقاد همگان بر این است که این تپه دارای نفت می باشد .

امامزاده آقا سید محمد

(یکی از فرزندان امام جعفر صادق دانسته شده است) از مکان‌های دیدنی این شهر است. که در بالای کوهی بلندی مدفون شده است. که به قولی او را در آنجا کشته اند.

 مراسم “چاق چاقو” در سورشجان

همزمان با ماه محرم و ایام سوگواری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفای ایشان، مردم استان چهارمحال و بختیاری، با آیین های مختلف به بزرگداشت این ایام و اقامه عزای سید و سالار شهیدان کربلا (ع) می پردازند.

مراسم چاق چاقو یکی از آیین های عزاداری حسینی است که اصالتاً مربوط به شهرستان سامان می باشد و هم اکنون در شهرستان سامان ( شهر سامان و اکثر روستاهای زیر مجموعه مثل شوراب صغیر ) و برخی نقاط استان چهارمحال و بختیاری ( مثل شهر سورشجان ) برگزار می شود.

نکته مهم مربوط به مراسم چاق چاقو این است که برخلاف بسیاری از مراسم‌های عاشورایی، چاق چاقو در نیمه شب ( اغلب ساعت ۳ نیمه شب ) و فقط یک شب ( در شب عاشورا ) برگزار می شود.

در این مراسم دسته بزرگی از جمعیت با شکلی خاص، اشعاری ویژه و آهنگی مخصوص در شهر  به راه افتاده و هر نفر دو قطعه سنگ یا چوب تخت را در دست گرفته و با نظمی خاص بر هم می‌کوبند.

مردم شهر بویژه جوانترها، شب عاشورا هرساله از ساعت ۹ شب به تکیه ها، مساجد و حسینیه ها رفته و از ساعت حدود ۲ بامداد با صدای نی، سنج، طبل و خواندن نوحه ویژه و صف بندی، با کوبیدن چوب یا سنگ ها به هم و « یا علی » گفتن به سمت هیئت چاق چاقو رفته و در حالی که جمعیت آنان بیشتر و بیشتر می شود و صدای سنگ و چوب ها سکوت شب را در هم می شکند، تا اذان صبح، به عزاداری در خیابان ها و کوچه های شهر می پردازند. زنان و کودکان هم بر بام ها و جلوی درب منازل جمع شده و همه شهر مملو از غمی سنگین می شود. تا زمانی که هوا تاریک است باید شهر را دور بزنند که این مراسم با برگزاری نماز جماعت صبح در مسجد جامع شهر پایان می یابد و مردم خود را برای عزاداری روز عاشورا آماده می‌کنند.

منبع : wikipedia،sureshjancity
نویسنده

یک نظر بنویسید